روش های برنامه ریزی برای زندگی

آیا برنامه ریزی برای زندگی لازم است ؟

شاید پاسخ به این سوال بدیهی باشد و بسیاری بگویید بله لازم است اما بسیاری متوجه اهمیت برنامه ریزی برای زندگی نیستیم فقط میدانیم که لازم است

فرض کنید شما ماهی ۵ میلیون تومان درآمد دارید و برای خرج یا پس انداز آن هیچ برنامه ای ندارید و هرچه دلتان بخواهد می خرید هر کاری بخواهید انجام میدهید بدون اینکه توجه کنید ممکن است پولتان تا قبل از دریافت ماه آینده تمام شود ،شما ممکن است یک روز خرجی نکنید و روز دیگر ۲ میلیون پولتان را خرج کنید یا ممکن است به سفر بروید و آنقدر خرج کنید بعد متوجه شوید پولتان تمام شده و پولی برای برگشت ندارید و اینگونه تمام منابع مالیتان را از دست خواهید داد و بعد که پولتان تمام شد به خود میگویید من که کاری نکردم چه زود تمام شد

در چنین حالتی آیا برای خود آینده ای روشن انتظار دارید؟ حتی ممکن است به مشکل مالی بر بخورید پس قطعا همه افراد با احتیاط و برنامه پول خود را خرج میکنند چون میدانند محدود است اما چرا اینگونه به زمان نگاه نمیکنید ؟ شاید چون معتقد هستید زمان زیاد است و موجودی زیادی از آن دارم اگه امروز نشد فردا و فرداها

اما در حقیقت زمان محدود و غیر قابل برگشت است شما ۳۰ ثانیه ای که صرف خواندن این مقاله کردید نمیتوانید برگردانید و لحظه ها به سرعت در حال محو شدن هستند پول شما شاید برگردد اما زمان برنمیگردد

برنامه ریزی در حقیقت استفاده درست و بهینه از زمان است شما با برنامه ریزی برای زندگی بهترین استفاده را از زندگیتان در قالب زمان میبرید ، ما انسان ها محدود به مکان و زمان هستیم

با برنامه ریزی برای زندگی زمانتان را هدفمند میکیند و بخش زیادی از زمان را صرفه جویی میکنید و بهتر میتوانید تفریح کنید ،کار کنید و به تمام امور خود برسید موفقیت بدون برنامه ریزی غیر ممکن است

نظم و معجزات

یکی از زمینه های خوبی که برنامه ریزی برای ما ایجاد میکند به راحتی میتوانیم به نظم برسیم زمانی که شما کارهایتان را واضح و مشخص مینویسید و انجام میدهید بهتر میتوانید زندگیتان را کنترل کنید و احساسات شما بر زندگیتان چیره نخواهد شد و میتوانید فرد موفقی شوید

تعادل در زندگی

بسیار از افراد به شدت در زندگی افراط یا تفریط میکنند مثلا به قدری کار میکنند که دیگر نمیتوانند تفریح کننید یا به قدری تفریح میکنند که از زندگی جا میمانند و این تعادل زندگی را بهم میزند و اگر دچار افسردگی و یکنواختی نشود مشکلات دیگر به وجود می آورد اما اگر برنامه ریزی برای زندگی داشته باشید این مشکل براحتی حل میشود

 

آیا برنامه ریزی برای زندگی انسان را محدود میکند؟

یکی از دیدگاه هایی که باعث میشود بعضی از افراد سمت برنامه ریزی نروند یا نتوانند اجرا کنند این است که به خود میگویند برنامه ریزی برای ما چهارچوب ایجاد میکند و ما را محدود میکند و ما نمیتوانیم خلاق باشیم و زندگیمان یکنواخت میشود ،این افکار ساخته ذهن ما است تا از تنبلیمان دفاع کنیم تا دچار عذاب وجدان نشویم، اینکه زندگی ما یکنواخت شود مشکل مربوط به قسمت دیگری از زندگی ما است نه برنامه ریزی، ما میتوانیم در برنامه های خود کارهای متفاوتی هم قرار دهیم تا دچار یکنواختی نشود پس این دیدگاه ها کاملا اشتباه است و توجیهی برای تنبلی است

روش های برنامه ریزی برای زندگی

۱-تحلیل و ارزیابی زمان

برای داشتن برنامه ریزی خوب و مناسب بهتر است اول خودمان و زندگیمان را از دور ببینیم و تحلیل کنیم همچنین زمان های تلف شده خود را بیابیم

برای اینکار در انتهای دفتر برنامه ریزی خود هرشب آخر وقت تمام کارهایی که در طول روز انجام داده اید را دقیق بنویسید مثلا ساعت ۱۰تا ۱۲ خرید ساعت ۳ تا ۴ بعد از ظهر استراحت

اگر شما اینکار را یک هفته انجام دهید تقریبا ریتم زندگی خود را از دور خواهید دید ، زمان هایی مفید و غیر مفید تان را پیدا خواهید کرد و میتوانید تحلیل بهتری از زندگی خود داشته باشید و به سمت بهبود آن حرکت کنید

هدف از برنامه ریزی این است که زمان های غیر مفید را در این ریتم به حداقل برسانید

۲-تقسیم کار ها

قدم بعدی این است که کارهایتان را اولویت بندی کنید چه کارهایی مهم و چه کارهایی مهم تر است و چه کارهایی اهمیت ندارند و چه کارهایی مهم نیستند اما باید انجامشان دهیم

 آن ها را به ترتیب بنویسیم و آن هایی که امکان دارند را حذف کنید مثلا چک کردن شبکه های مجازی آنچنان مهم نیست مگر کارتان به آن مربوط باشد . برای تقسیم این کارها از لیستی که در تمرین قبل انجام دادید استفاده کنید

بهتر است کارهایتان را اینگونه تقسیم کنید در طول روز:

زمانی برای تفریح

زمانی برای کار

زمانی برای استراحت

زمانی برای اهداف بلند مدت

زمانی برای خانواده

زمانی برای معنویات

و یا هر نوع کار دیگر که دارید

۳-اختصاص زمان

باید برای کارهایی که مشخص کردید یک بازه زمانی مشخص در نظر بگیرید که زمانتان بیهوده تلف نشود  و زندگی متعادلی داشته باشید، میخواهید چقدر در طول روز برای کار مورد نظر وقت صرف کنید،مثلا برای کارهایتان بین ۶ تا ۸ ساعت تعیین کنید که از آن ها تجاوز نکند مگر در حالت های خاص ، یا برای تفریح ۲ تا ۴ ساعت برای خوابتان ۶ تا ۸ ساعت.

این تخصیص زمان باید به گونه ای باشد که جمع میانگین آن ها از ۲۴ ساعت شبانه روز تجاوز نکند

نکته دیگر این است که باید در آن ها بالانس داشته باشید مثلا اگر کارتان به حداکثر زمان خود رسید ۸ ساعت باید تفریحتان کمتر شود یعنی ۲ساعت

نکته دیگر این است که همیشه در برنامه هایتان زمانی را خالی نگه دارید برای کارهایی که بصورت یکدفعه به وجود می آیند مثلا مهمانی برایتان می آید

۴-طراحی برنامه ریزی

بعد از انجام مراحل بالا تمامی برنامه ی یک هفته خود را در یک کاغذ بنویسید و آن ها را در طول روزهای هفته تقسیم کنید که چه کاری با چقدر زمان باید چه روزی انجام شود

بهترین برنامه این است که کارهای هفته شما بر اساس اهداف ماهانه تان نوشته شود و اهداف ماهانه تان بر اساس اهداف سالانه نوشته شود

ممکن است بعضی از روز ها برنامه شما کامل انجام نشود میتوانید آن ها را در روزهای دیگر انجام دهید

۵-چک کردن و اصلاح

هرشب قبل از خواب و صبح بعد از بیداری برنامه روز آتی را نگاه کنید و چک کنید اینکار شما را برای انجام آن ها آماده تر میکند و هیچ کارتان از قلم نخواهد افتاد

سعی کنید کارهای مهمتان را در زمانی انجام دهید که انرژی شما بیشتر است

نکته مهم

هیچگاه برای برنامه ریزیتان زمانی مشخص قرار ندهید مگر کارهایی که نیاز است ،مثلا ساعت مشخصی را برای مطالع قرار دهید ، اینکار باعث میشود که اگر در آن ساعت کاری برایتان پیش بیاید و به برنامه تان نرسید دچار حس بدی میشوید و سایر کارها را نمیتوانید انجام میدهید

پایبندی به برنامه ریزی برای زندگی

بعد از طراحی و اجرای برنامه های بالا کار مهم اجرای برنامه هایی است که نوشتید بسیاری از افراد برنامه ریزی برای زندگیشان دارند اما نمیتوانند آن را عملی کنند

عملی نکردن برنامه ریزی ممکن است چند دلیل داشته باشد :

۱- ممکن است برنامه ریزیشان اشتباه باشد که باید طبق اصول بالا عمل کنند

۲-انگیزه کافی نداشته باشید ، بهتر است از کارهای کوچکی شروع کنید و مقالات این سایت در رابطه با انگیزه و نحوه ایجاد آن مطالعه کنند

۳-دچار اهمال کاری شوید در این شرایط بهتر است که تمرکز خود را بر روی کارهای فعلی بگذارند نه کل کارها زیرا نگاه به صورت یکجا به کارها اهمال کاری می آورد(پیشنهاد میکنم کتاب پایان کابوس تنبلی را مطالعه کنید)

۴- افراط در برنامه ریزی ،گاه سنگینی برنامه ریزیمان به قدری است که توان انجام آن را نداریم و دچار یکنواختی میشویم ،ضرب المثل سنگ بزرگ علامت نزدن است مصداق همین نکته است

۵- برنامه ریزی نامناسب با ریتم زندگی و جسمیمان: این نکته خیلی مهم است که باید برنامه ما در شروع کار متناسب با شخصیت خودمان باشد ،اگر طبق اصول این مقاله عمل کنید خودتان متوجه خواهید شد چه برنامه ای برای شما مناسب است

نکات تکمیلی

انعطاف

بسیار مهم است که در برنامه ریزی انعطاف داشته باشید و تغییراتی که نیاز است انجام دهید در درجه اول سبک یا سنگین تر کردن برنامه مهم نیست مهم این است که بتوانید عادت کنید با برنامه زندگی کنید و هر تغییری لازم بود انجام دهید حتی اگر یک هفته کل برنامه هایتان بنا به دلیلی موجه انجام نشد مهم نیست و حتی اگر کمی اهمال کاری کردید باز هم مهم نیست انقدر باید ادامه دهید تا به روند درست برسید و اشتباه و شکست در اینکار طبیعی است و نباید خودتان را بابت این ها ناراحت کنید

ارزیابی

ارزیابی در برنامه ریزی بسیار مهم است و بدون آن نمیتوانید برنامه ریزی برای زندگی را به صورت درست انجام دهید

شما باید در پایان هر روز و هر هفته برنامه های خودتان را چک کنید که چقدر موفق بوده اید و آیا نیاز به تغییر آن است اگر مدت زیادی است که برنامه هایتان را کامل انجام میدهید کمی برنامه تان را سنگین تر کنید و یا برعگس و خود شما بهترین اصلاحات را در آن میتوانید انجام دهید یا درصورت نیاز از یک متخصص مشورت بگیرید که بهتر عمل کنید

پارتو

اصل پارتو بیان میکند که همیشه در هرکاری ۲۰% کارها است که اگر انجام دهید شما را به ۸۰% نتایج میرساند مهم این است که بتوانید آن ها را تشخصی دهید ، در برنامه ریزی هم همین گونه است افرادی که سرشان شلوغ است و نمیتوانند به همه کارها برسند باید دنبال آن ۲۰% تاثیر گذار باشند و آن ها را انجام دهند

تمرکز و بهره وری

مهم است که شما از زمانتان بیشترین بهره را ببرید برای داشتن تمرکز باید زمانی که میخواهید کاری انجام دهید فقط به همان کار فکر کنید مثلا اگر در حین مطالعه بروید سراغ گوشیتان تمرکزتان را از دست داده اید ، ذهن ما مثل یک موتور است برای داشتن تمرکز باید این موتور را روشن کنیم تا کمی گرم شود تا بتوانیم تمرکز کنیم ،زمانی که ما اینکار را انجام میدهیم بعد حواسمان را پرت میکنیم مثلا گوشیمان زنگ میزند ۵ دقیقه مکالمه میکنیم موتور را خاموش کرده ایم مجددا باید آن را روشن کنیم و زمانی بگذرد تا گرم شود و دوباره بتوانیم تمرکز کنیم ، بهترین حالت این است که برای کارهای خود ۶۰ یا ۹۰ دقیقه وقت خالص بگذاریم مثلا ۵ تا ۶۰ دقیقه در روز میتواند بهره زیادی داشته باشد

برنامه ریزی مثل این است که شما روزی یک مشت خاک را در یک جا میریزید بعد از ۱۰ سال میبینید که در آنجا کوهی درست شده است

 کارهای کوچک وقتی جمع شود نتایج بزرگی به بار می آورد

 

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

3 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *