چگونه زندگی شادی داشته باشیم

شادی



چگونه شاد باشیم؟؟؟شادی

همه ما انسان ها دوست داریم شاد و خوشحال باشیم. شادی درونی باعث شادی بیرونی ما می شود و شادی یکی از بهترین احساسات بشر است که همه کار بابت بدست آوردن آن انجام می دهد،ارتباطات ما ،تلاش هایمان ،افکارمان همه بدنبال این است که شادی را بدست بیاورد . هزینه زیادی می کنیم بخاطر به ارمغان آوردن این حس اما غافل از اینکه خیلی راحت تر از این حرف ها شادی را می توان بدست اورد.شاید دیده باشید بعضی ها با دیدن یک گل شاد می شوند اما بعضی ها برای به دست آوردن این حس کلی پول خرج می کنند مثلا فکر می کنندحتما باید به یک کنسرت گران قیمت بروند تا شاد شوند و فکر می کنند برای بدست آوردن این حس باید کارهای خاص و بزرگی انجام دهند.

اما!!!

شادی چیزی نیست که در بیرون ما باشد. شادی یک حس است که در درون ماست،کسی که در بیرون خود دنبال شادی می گردد مثل کسی می ماند که کلیدش را درخانه گم کرده است و بیرون از خانه دنبالش می گردد و وقتی از او می پرسی چرا در بیرون میگردی جواب می دهد :که خانه مان تاریک بود نمی توانستم بگردم آمدم بیرون بگردم،به نظر شما این پاسخ احمقانه نیست؟؟؟؟ پس وقتش شده که بدنبال شادی حقیقی باشیم اما در جای درستی دنبالش بگردیم یعنی در درون خودمان

 

 

فاکتورهای شادی در ذهن مان:

برای اینکه شادی را در ذهنمان پیدا کنیم نیاز به یک سری المان ها و مهارت ها داریم که در زیر به بررسی آن ها می پردازیم

 

عزت نفس:

عزت نفس یکی از مهارت های بنیادین است که شاکله شخصیت است،عزت نفس یعنی اینکه خودت را دوست بداری،خودت را ارزشمند بدانی و خودت را بپذیری .شما با بیشترین کسی که در ارتباط هستید خودتان هستید تا زمانی که شما از خودتان لذت نبرید و خودتان را دوست نداشته باشید شادی پایداری نخواهید داشت چرا که وقتی خودتان را می بینید بجای لذت بردن غمگین می شوید. و وقتی خودتان را در آینه مشاهده می کنید می گویید: آخه این چه قیافه ایه! این چه بدنیه! اما این خود حقیقی شما نیست در جلو آینه خود حقیقیتان در درون شماست باید آن را پیدا کنید. شما باید خودتان را هرطور که هستید بپذیرید و از خودتان لذت ببرید.

 

مثبت بینی:

قدم بعدی تغییر زاویه دیدمان است یا در اصل باید اینطور بگوییم: تقسیر چیزی که چشم میبیند در ذهنمان باید امیدوارکننده باشد،به عنوان مثال شما دوستتان را میبینید که دستش شکسته و ناراحت می شوید. در حقیقت بعد از دیدن دست شکسته او این در ذهنتان می آید که:طفلک چقدر سخته براش حتما درد داره ،کاراشو نمی تونه انجام بده ،خوب این تفاسیر ذهنی مسلما ناراحت کننده است اما اگر اینطور تفسیر کنید:زود خوب میشه خوبه که فقط یک شکستگی کوچیکه یا اگه دستش قطع می شد خیلی بدتر بود الان فقط دستش شکسته و زودم خوب میشه،این تفسیر دیگر مثل تفسیر قبلی ناراحتتان نمی کند یا مثال معروفی که می گوید: نیمه پر لیوان را به جای نیمه خالی لیوان ببینید ،سعی کنید در هر اتفاقی قسمت مثبت اون حادثه را ببینید و یا به این فکر کنید که می توانست بدتر باشد

 

آگاهی احساسی ،فکری و رفتاری:

مهارت بعدی می سود آگاهی به احساس ،افکار و رفتارمان ،گاهی اوقات انسان از دست خودش ناراحت می شود که چرا در فلان جا چنین رفتاری را انجام داده است یا چرا با خود چنین فکر یا احساسی داشته است ،اگر ما به احساسات خودمان آگاه باشیم راحت تر می توانیم مدیریتش کنیم ،اگر به رفتارمان آگاه باشیم عذاب وجدان های کمتری خواهیم داشت و اگر به افکارمان آگاهی داشته باشیم گاهی اوقات به خودمان به خاطر افکارمان حق می دهیم و اینگونه دچار عذاب وجدان نمی شویم

 

پذیرش احساس:

فایده دیگر آگاه شدن به احساس این است که راحت تر می توانیم احساساتمان را بپذیریم،ما باید به عنوان انسان بپذیریم که گاهی حق ناراحت شدن غمگین شدن،عصبانی  شدن را داریم. با پذیرش احساساتمان بهتر می توانیم کنترلشان کنیم ،تا چیزی را نپذیری نمی توانی از دستش خلاص شوی

 

درک بجای قضاوت:

گاهی اوقات بعضی ها رفتاری از خودشان نشان می دهند که باعث ناراحتی ما می شود اما اگر بجای قضاوت کردن، آن شخص را درک کنیم دیگر ناراحت نمی شویم ،همچنین راجع به خودمان هم باید همینطور باشد بجای قضاوت خودمان را درک کنیم

 

برون ریزی ذهن:

ذهن ما همانند یک انبار اطلاعات است ، پراکندگی و نامنظمی در آن باعث می شود که نتوانیم شاد باشیم. هر موقع که دچار این بی نظمی شدید کاغذ و خودکاری بردارید و هرچه در ذهنتان دارید روی آن بیاورید و دسته بندیشان کنید با این کار افکارتان سر و سامان می گیرد و حالتان بهتر می شود

 

مدیریت زمان :

داشتن یک زمان بندی مناسب در زندگی و عمل به آن باعث می شود کنترل امور خودتان را بدست بگیرید و در زندگیتان از انگیزه بالایی برخوردار باشید و در پایان روز که ببینید به همه کارها رسیده اید حس شادی مضاعفی را تجربه خواهید کرد

 

قدر دانی:

همیشه از دیگران قدردانی کنید ، و همچنین از خداوند بخاطر تمام نعمت هایش تشکر کنید و شکرگزار باشید .اینگونه تمرکز  شما روی داشته هایتان می رود و حالتان خوب می شود

 

قناعت:

مفهوم  قناعت را ما به اشتباه فهمیده اند ، قناعت این نیست که راضی باشیم به چیزهایی که داریم و دیگر به فکر پیشرفت نباشیم ،قناعت یعنی از هرچیزی که داریم لذت ببریم و شاکر باشیم ،نه مثل بعضی ها که می گویند: اگه یک ماشین داشته باشم دیگر غم ندارم بعد از گرفتن آن ماشین می گویند اگر یک خانه بخرم شاد شادم بعد از آن هم می گویند اگر اگر….، این افراد شادی خودشان را به چیزی مشروط می کنند و هیچوقت هم راضی نمی شوند. از داشته های فعلیتان لذت ببرید و بعد به فکر پیشرفت باشید

 

مقایسه درست:

یکی از معضلات ما انسان ها این است که همیشه خودمان را با دیگران مقایسه می کنیم یا دیگران اینکار را برایمان می کنند،مقایسه خودمان با دیگران به هیچ وجه درست نیست چرا که ما از درون زندگی دیگران و شرایطشان خبر نداریم ،تنها کسی که ما مجاز به مقایسه با او هستیم خودمان هستیم .ما باید خودمان را با دیروز خودمان مقایسه کنیم .انسان ها عادت دارند خودشان را با ظاهر زندگی دیگران مقایسه کنند و با اینکار به خودشان ضربه میزنند و شادی خود را از دست می دهند، پس از امروز مقایسه کردن ممنوع

 

فرکانستان را روی شادی بزارید:

به ما در گذشته آموخته شده که غمگین و ناراحت باشیم نمونه اش آهنگ های غمگینی است که در جامعه بسیار بیشتر از آهنگ های شاد و مثبت است اگر می خواهید بدانید فرکانستان روی غم یا شادی است به آهنگ هایی که گوش می دهید نگاه کنید، اگر اکثر آن ها غمگین است پس فرکانس شما روی غم است و آدم غمگینی هستید و اگر شاد باشند آدم شادی هستید. از امروز شروع کنید فرکانستان را روی شادی بگذارید با آدم های شاد ارتباط داشته باشید و شاد باشید و با هرچیزی که بویی از غم دارد خداحافظی کنید یادتان باشد شادی یک انتخاب است

 

 

شادی

منتظر شادی نباشید خودتان شاد باشید.شادی شما نباید به هیچ چیز و هیچ کس وابسته باشد . سعی کنید از هرچیز ولو کوچک شادی بسازید و لذت ببرید شما شاد آفریده شدید پس شادی را انتخاب کنید

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

2 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *