علت بی انگیزگی در زندگی



علت بی انگیزگی در زندگی

گاهی اوقات در زندگی ما شرایطی پیش می آید که به شدت بی انگیزه می شویم و حوصله هیچ چیز را نداریم ، یا حتی بدتر از این حرف ها!! از خودمان می پرسیم اصلا برای چی زندگی می کنیم؟ آخرش که چی؟ این حالات معمولا برای افراد زیادی رخ می دهد. زمانی که این حالات برای ما رخ می دهد دچار بی انگیزگی در زندگی شده ایم، یعنی یک مشکلی در زندگیمان داریم که نمیدانیم آن چیست ؟ پیدا کردن آن و رفع آن می تواند شور و شوق را دوباره به ما برگرداند و بتوانیم با عشق زندگی کنیم . اگر واقعا برایتان مهم است که دلایل بی انگیزگی در زندگی خودتان را بدانید و از این حالت خارج شوید و دوباره به خود پر انرژیتان برگردید مقاله زیر را به دقت مطالعه کنید

اغلب افراد فکر می کنند بی انگیزگی در زندگی طبیعی است و زندگی یعنی تحمل این حالات و سختی ها و این بی انگیزگی ها که به نوعی هشدار هستند را نادیده می گیرند تا زمانی که تبدیل به یک افسردگی حاد شود. اما اگر مشکل خودتان را شناسایی کنید می توانید از این دام که معمولا افراد زیادی گرفتارش می شوند بگریزید

پیدا کردن مشکل خودتان باعث می شود حالتان بهتر شود ، چرا که اگر بدانید چرا دچار بی انگیزگی در زندگی شدید سعی می کنید مشکل را برطرف کنید. ما در این مقاله هم به مشکلاتی که ممکن است به وجود بیاید اشاره می کنیم هم به راه حل ها

دلایل بی انگیزگی در زندگی چیست؟

نداشتن هدف:بی انگیزگی در زندگی

اولین دلیل بی انگیزگی در زندگی نداشتن هدف است، کشتی ای که در دریا نداند به کدام ساحل می خواهد برود ،انقدر در دریا می ماند تا بالاخره غرق میشود

فلسفه انسان این است که باید همیشه در زندگی مسیری برای رفتن داشته باشد و زمانی که احساس کند مسیری برای رفتن ندارد احساس می کند که به پایان زندگی خود رسیده است. کارمندانی که بعد از گذشت  ۳۰ سال باز نشسته می شوند، میبینید که ظرف چند سال شکسته می شوند چرا که زمان زیادی بود که در زندگی خود هدف و کاری برای انجام داشتند اما دیگر کاری برای انجام ندارند و به مرور روحیه و بعد جسمشان تحلیل می رود. این افراد اگر برای خود هدف جدیدی در زندگی پیدا نکنند احتمال مرگشان بالاست ،دقیقا چنین اتفاقی در ژاپن برای بازنشسته ها رخ میداد و آمار بالایی در مرگ بدون دلیل این بازنشسته ها وجود داشت و بعد از تحقیقات مشخص شد که دلیلش همین بی هدفی آن ها بوده. نداشتن هدف در زندگیتان و اینکه ندانید می خواهید به کجا می خواهید برسید قطعا شما را دچار بی انگیزگی در زندگی می کند

راه حل:

خوب راه حل کاملا مشخص است ، انتخاب هدف ،شما باید در زندگی یک هدف داشته باشید، یک هدف کوتاه مدت یا بلند مدت، نوع هدفی که انتخاب میکنید در انگیزه شما برای زندگی تاثیر فوق العاده بالایی دارد. باید تعیین کنید که در زندگیتان قصد دارید به کجا برسید، اینگونه شما شور و شوق دارید برای حرکت کردن، کسی که هدف دارد انگیزه دارد برای زندگی کردن و رسیدن به هدف خود و داشتن هدف فصل جدیدی از زندگیتان را به روی شما باز می کند. اما مهمتر از داشتن هدف اتخاب درست هدف است، اینکه هدف شما متناسب به توانایی های شما و آرزویتان باشد. اگر هدف شما متناسب با خودتان نباشد و درست انتخاب نشود باز دچار بی انگیزگی در زندگی می شوید. برای اطلاع درست از انتخاب هدف می توانید به لینکی که در همین مقالا راجبه هدفگزاری مناسب است مراجعه کنید

 

زندگی در زمان های آینده و گذشته:

بعضی ها هدف دارند اما مشکلشان این است که یا در آینده زندگی می کنند یا در گذشته و در ذهن خودشان یا در رویای خوشی که ساخته اند زندگی می کنند یا در مشکلات و شکست های گذشته خودشان غرق شده اند و اکنون را از دست می دهند و هر روزشان تکرار بی فایده همین موضوع است. بخاطر مشکلاتی که در گذشته به وجود آمده به رویاهای آینده پناه می برند و دغدغه مشکلی که در گذشته رخ داده را به دوش می کشند و این باعث می شود انگیزه ای برای زندگی نداشته باشند و همچنین زمانی که در رویای خودشان زندگی می کنند چشم که باز می کنند میبینند که واقعیت کنونیشان با رویایشان فاصله زیادی دارد و ببشتر دچار بی انگیزگی در زندگی می شوند. و اینگونه زمان ها و فرصت های خودشان را از دست می دهند

راه حل:

زندگی در گذشته و آینده هیچ سودی برای ما ندارد ،ما باید از گذشته فقط درس بگیریم و از آینده یک چشم انداز و یک هدف انتخاب کنیم و با کوله پشتی پند از گذشته و عینک چشم انداز آینده در حال قدم برداریم،چیزی که گذشته، گذشته . اگر واقعا می خواهید با انگیزه و شاد زندگی کنید این جمله را در زندگیتان سرلوحه قرار دهید” چیزی رو که نمیتونی عوض کنی رهاش کن”

گاهی اوقات باید به این فکر کنی که الان من نفس میکشم زنده ام و هدفی دارم برای رسیدن و پایی برای رفتن این یعنی زندگیییی

پس دوست من همین الان مشکلات گذشته را در یک برگه بنویسید و درس ها و پندهایی که برای شما داشت را از آن برداشت کنید سپس آن برگه را به دور بیندازید و گذشته را فراموش کنید و در برگه ای دیگر اهدافتان را برای آینده بنویسید و در حال برایش برنامه ریزی کنید و قدم بردارید

 

 

مقایسه های نادرستبی انگیزگی درزندگی

دام دیگری که درآن زیاد گیر می کنیم مقایسه های نادرستی است که ما را دچار بی انگیزگی در زندگی می کند. خودمان را با افراد دیگر مقایسه می کنیم و بدتر از همه اینکه درون خودمان را با بیرون افراد مقایسه می کنیم و این باعث سرخوردگیمان می شود ،مقایسه هیچ وقت خوب نبوده و هیچ وقت توصیه نشده. شرایط زندگی ما انسان ها و اینکه در چه جایی و چگونه بزرگ شده ایم بسیار متفاوت از همدیگر است پس هیچوقت مقایسه نمیتواند کار عاقلانه ای باشد. متاسفانه بسیاری از بزرگترها و پدر مادرها برای ترغیب بچه خود از این کار استفاده می کنند و ما هم این کار را یاد گرفته ایم و میتوانم بگویم از بزرگترین دشمنان خودباوری همین مقایسه است ،دیگران از زندگی ما خبر ندارند و نمیدانند که چه در زندگی ما میگذرد، شاید اگر آن ها در شرایط ما بودند خیلی زندگی بدی داشتند پس مقایسه دیگران هم از روی عقل و منطق نیست بلکه از روی نافهمیشان است پس خیلی جدیشان نگیرید

راه حل: 

اگر به این نکته واقف شدید که مقایسه چقدر بد است ،سعی کنید که دیگر خودتان را با هیچکس مقایسه نکنید ،بخاطر عادت های غلطی که در کودکی برای ما ایجاد کرده اند این کار کمی سخت است و ناخودآگاه دچار مقایسه می شویم، سعی کنید با آگاهی، مقایسه کردن در خودتان را از بین ببرید و هرموقع دچار مقایسه با دیگران شدید به خودتان گوشزد کنید که این نمیتواند درست باشد. اینگونه کم کم این عادت اشتباه از بین می رود . این را بدانید که  تنها جایی که مجاز هستید خودتان را با مقایسه کنید ،مقایسه با خود دیروزیتان است این کار کمک میکند هر روزتان را به بهتر از دیروز تبدیل کنید پس این مقایسه درست را جایگزین آن مقایسه اشتباه کنید . و به  مقایسه هایی که از طرف دیگران راجبه شما انجام می شود بی توجهی کنید

 

مثبت گرایی افراطی:

مثبت گرایی خیلی خوب است اما اگر بیش از حد باشد ما را از واقعیت ها دور می کند و زمانی که با یک واقعیت روبرو می شویم که نمیشود از آن هیچگونه تعبیر مثبتی کرد و خودمان را در یک شکست احساسی می بینیم  این موضوع باعث می شود بصورت مقطعی دچار بی انگیزگی در زندگی خود شویم. اگر شما اینگونه فکر می کنید که هیچ آدم کلاهبرداری وجود ندارد و راحت به همه اعتماد کنید و اگر کسی از اعتماد شما سواستفاده کند ضربه احساسی بدی می خورید و همین ضربه شما را تا مدتی بی حوصله ،ناراحت و بی انگیزه می کند

راه حل:

شما باید بجای مثبت اندیشی محض، قوی اندیش باشید یعنی هم مثیت را ببینید و هم منفی را اما تمرکزتان روی قسمت مثبت ها باشد و بدانید در هر اتفاقی مثبت و منفی را با هم ببینید و کمی واقع بینی داشته باشید

 

ایده آل گرایی افراطی:

اینکه همیشه انتظار شرایط عالی و اتفاقات عالی را داشته باشید باعث می شود کمی دچار سردی و بی انگیزگی شوید چرا که گاهی اوقات شرایط همیشه برای ما عالی پیش نمی رود و اگر ما برای چنین شرایطی آماده نباشیم به شدت در ذوقمان خواهد خورد و دچار بی انگیزگی در زندگیمان بصورت مقطعی می شویم. اگر شما انتظارتان از خودتان بیش از حد باشد به شدت به مشکل برخورد خواهید کرد و حالتان بد خواهد بود چرا که هیچوقت از خودتان راضی نیستید و این حال بد، شما را بی انگیزه می کند

راه حل:

شما باید توقع و انتظارتان از خودتان معقولانه باشد، و همه چیز را بصورت ایده آل نخواهید ،همیشه تلاشتان را در زندگی انجام دهید و نتیجه هرچه شد بپذیرید، توقع شما باید از تلاشتان باشد آن هم در حد معقولانه نه از نتایج و این را باید بپذیرید که گاهی شرایط دست ما نیست که کنترلش کنیم

 

 

نداشتن خود باوری:

 

بی انگیزگی در زندگی

 

نداشتن خودباوری در زندگی باعث می شود شما در زندگیتان هیچ کاری نتوانید انجام دهید چرا که اصلا خودتان را قبول ندارید و مثل یک آدم افسرده گوشه گیر می شوید.

خودباوری برای شما اعتماد به نفس می آورد و به شما نیرو می دهد رو به جلو حرکت کنید، اولین قدم شما در هرکاری داشتن خود باوری است ،شما باید خودتان را باور کنید که بتوانید هدف انتخاب کنید و در جهت رسیدن به آن قدم بردارید. نداشتن خودباوری از عوامل اصلی بی انگیزگی در زندگی است، بدون خود باوری هیچ چیز برای شما مفهوم قشنگی نخواهد داشت چرا که از درون خود راباخته اید و حالتان همیشه بد خواهد بود

راه حل:

برای داشتن خود باوری اول باید خودتان را بشناسید ،توانایی های خودتان را بشناسید و خودتان را دوست داشته باشید و چون این مسئله ای است که از کودکی به ما یاد نداده اند باید روی آن کار کنیم و نیاز به تمرین دارد و چون نیاز به توضیح بیشتری دارد و ممکن است در این مقاله حوصله خواننده را سر ببرد پیشنهاد میکنم کسی که احساس می کند در این موضوع نیاز به پیشرفت دارد در اینترنت و کتاب های مختلف بدنبال این موضوع باشد

 

محیط نامناسب:

 

901d5271-5dd2-438c-9334-f1e6c4db7187

 

محیط نقش بسزایی در حال ما دارد، باید محیط و اطرافیانی برای معاشرت انتخاب کنیم که در راستای اهداف ما باشند و همچنین از شور و نشاط کافی برخوردار باشند . حالات انسان بر همدیگر تاثیرگزار است اگر دوستان ما افسرده باشند ما هم افسرده خواهیم شد ،پس مراقب انتخاب هایمان در دوست و محیط باشیم

 

انباشتگی ذهنی :

زمانی که در ذهنمان مسائل زیاد حل نشده ای باقی مانده اند و روی هم انباشته شدند کم کم دچار هنگ می شویم و بعد تا مدتی خلع سلاح میشویم خودمان را مثل ماشینی که یاتاغان زده و مدتی بی حوصله و بی انگیزه می شویم و دچار کلافگی و اعصاب خوردی هستیم ،حتما این مورد را تجربه کرده اید

راه حل:

یک کاغذ بردارید و تمام کارها و برنامه هایتان را در آن بنویسید و با یک زمانبندی مناسب رنامه ریزی کنید و به ترتیب تکلیف هر کدام را روشن کنید و سریعا خودتان را از این حال خارج کنید

 

 

فاصله گرفتن نقطه بالقوه از نقطه بالفعلتان:

نقطه بالقوه یعنی توانایی های شما یعنی اینکه شما فکر می کنید می توانید به چه هدف های بزرگی برسید و نقاط بالفعل یعنی چیزی که الان هستید و زمانی که فاصله این دو از هم زیاد میشوند به شدت دچار بی انگیزگی در زندگی میشوید. مثلا فرض کنیده که شما فکر می کنید توانایی این را دارید که یک ماشین ۴۰۰ میلیون تومانی بخرید اما در حال حاضر یک ماشین ۱۰ ملیون تومانی هم ندارید و حتی کار هم ندارید و دلتان می خواهد آن ماشین ۴۰۰ میلیونی را داشته باشید خوب درحال حاضر آن ماشین با شرایط کنونی شما بسیار فاصله دارد و ذهن شما به شدت شما را مذمت می کند و فاصله نقطه بالقوه و بالفعل شما بسیار است در این شرایط به شدت در لاک دفاعی خود فرو می روید و انگیزه ای برای تلاش کردن ندارید

راه حل:

هدفتان را کوچک کنید و در جهت رسیدن به آن اقدام کنید و بعد به هدف بعدی فکر کنید مثلا در مثال بالا هدفتان را این بگذارید که اول یک درآمد مناسب کسب کنید بعد به یک ماشین ارزان تر فکر کنید بعد پله پله سمت آن ماشین بروید. باور کنید همین کار کوچک شما را نجات خواهد داد

 

شکست در تغییر:

خیلی اوقات ما تصمیم می گیریم که در زندگیمان تغییراتی ایجاد کنیم و عادت های جدیدی در زندگی خودمان به وجود بیاوریم و در این کار شکست می خوریم و این شکست ها باعث می شود که خود باوریمان را از دست بدهیم و خودمان را بی عرضه بدانیم و دچار سردی می شویم و هر موقع تصمیم به تغییر در زندگی می گیریم این تجربه ها به ما یاد آوری می کنند تو نمی توانی بشین سرجات و باز بی انگیزه میشویم

راه حل:

اشتباه این دسته از عزیزان این است که می خواهند چندین مورد بزرگ را با هم تغییر دهند و اینگونه تمرکزشان را از دست می دهند و نتیجه ای هم نمی گیرند. برای تغییرات پایدار باید کم کم و با تمرکز شروع کرد و بعد به سراغ عادت بعدی برویم و این را هم بدانیم شکست در این زمینه امری طبیعی است چرا که عادت های قبلی ما طی زمان زیادی به وجود آمده اند و زمان می برد که تغییر کنند و اگر شکست خوردید سرد نشوید ودوباره ادامه دهید انقدر این کار را تکرار کنید تا تغییر شما پایدار شود

 

 

این مقاله در اینجا به پایان میرسد و ادامه آن در مقاله دوم همین موضوع یعنی “دلایل بی انگیزگی در زندگی”به زودی منتشر می شود

شما با شناسایی مشکلتان می توانید از تور بی انگیزگی در زندگی بگریزید پس از این مقاله برای شناسایی مشکلتان استفاده کنید

زندگی در این دنیا کوتاه است ندانسته و با غفلت لحظه های خودتان را هدر ندهید با کسب آگاهی و مهارت از زندگی خودتان نهایت استفاده را بکنید

بی انگیزگی در زندگی

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

9 نظر

  1. .Sanaz

    مقاله عالی بود ولی مشکل همون هدف گذاریه است… من اراده و انرژیم زیاده ولی مشکل هدف گذاری دارم… بنظرم اکثرا هدفا مسخره و‌بی معنیه… واسه همین اصلا نمیرم دنبالشون… کلا هیچ هدفی واسه رسیدن ندارم.ارزویی ندارم.واسه این مورد راه حلی دارید؟؟؟

    پاسخ
  2. Arvin

    مقاله خوبی بود ممنون از شما ک در این باره نوشتین. ولی فکر کنم مشکل من اختلال شخصیت دو قطبی یا شایدم افسرده خویی حاد باشه که درمان نداره..
    در هر صورت این مقاله برای خیلی ها میتونه مفید باشه اگه عمل گرا باشن

    پاسخ
  3. ایمان

    من چند صفحشو خوندم خیلی ارومم کرد ممنون بابت این مقالتون🙏🙏
    اگه میشه یه کتاب معرفی کنید بازم ممنون

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *